هرمافرودیت


+ لپ کلام

سلام

یه چیزی تو تبیان خوندم فکر کنم تو پست های قبلی گفتم و بازم گفتنش خالی از لطف نیست.....

جنین مونث اگه تو خون مادر تستوسترن غیر طبیعی وجود داشته باشه ظاهر دستگاه تناسلیش  مثل مذکر میشه البته فقط شبیهش میشه.....

جنین مذکر(جفت آخر کروموزم xy) هم  اگه بیضه هاش مشکل داشته باشه ظاهر دستگاه تناسلیش دخترونه میشه.... حتی vajan و رحم هم ممکن تشکیل بشه...متفکر

می دونین یه جایی خوندم جنین مذکر اصطلاحا باید با تستوسترن تطهیر بشه تا ظاهرش پسرونه بشه... در کل در دوران بارداری دو مرحله تستوسترن ترشح میشه بار اول مغز رو تحت تاثیر قرار میده وتفکر مردونه رو شکل میده بار دوم هم که گفتم ظاهر رو پسرونه میکنه. اینا رو تو یه کتاب خوندم در مورد بلوغ پسرها بود.

دعا کنین فیلتر نشمفرشته

فعلن بای بای.

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱
تگ ها: پزشکی و بلوغ
comment نظرات () لینک

+ 1 دختر 10تا پسر

سلام

دانشگاه ما چهارتا دانشکده مهندسی داره : برق ، عمران ، کامپیوتر و صنایع که رشته ی خودمه...... خب حالا اگه گفتین هرترم چند تا ورودی دختر واسه عمران و برق داریم؟؟؟؟ یه چیزی حدود هیچی ، از ٨٠ تا ورودی ٧،٨ تاش دخترن حالا واسه ۴ ترم حساب کنیم میشه ٣٢٠ تا پسر ٣٢ تا دختر فقط واسه یکی از رشته ها .بگذریم از صنایع و کامپیوتر که تعداد ورودی هاش مساوین آخه هم مورد علاقه پسراس هم دخترا.

خیلی جالبه نه!!!!! وقتی میای تو دانشگاه باید راهتو از وسط پسرا باز کنی خداییش کار سختیه ، همش باید بگی ببخشید می خوام رد شم!!!!!!!

خلاصه یه دنیا پسر تو دانشگاه ما هست که همشونم مهندسن اگه دختر دمه بخت دارین بگین ها ! رودربایستی نکنین تو رو خدا!

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ دانشگاه قبول شدم

سلام به همگی به خصوص رز گل جونم

می خواستم بگم دانشگاه قبول شدم رشته مهندسی صنایع حالا دانشگاش زیاد مهم نیس آخه می ترسم بیاین جلو دانشگاه پیدام کنین!!!!!!!!!!!!

ولی هم از دانشگام راضیم هم رشتم . تنوع زیاده تو رشتمون یه روز جوشکاری یه روز نقشه کشی ، برنامه نویسی، ریخته گری...... ولی کار ما که اینا نیس فقط باید یاد بگیریم که بتونیم نظارت کنیم .

امروز تو دانشگاه گیر دادن بهم گفتن برو آرایشتو پاک کن ، منم لبامو پاک کردم رفتم تو .........همیشه همین طوری میرم نمی دونم چرا امروز گیر دادن.

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کنه!!!!!!

سلام

قابل توجه تمام اشخاص حقیقی و حقوقی که یکیشون هم خیلی سیریشه من با هیچ کس آشنا نمی شم و همگی چاییدین .

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ دختر

سلام نه علیکم

من نمی دونستم بالاخرم دخترم, پسرم یا هردو یعنی شک داشتم 

اما ... ولی....

امروز به یک نتیجه ی مهم که نه دو نتیجه ی مهم رسیدم  . از اون جایی که همیشه دبیرامون فکر می کردن ما آدم های بی مسئولیتی هستیم همیشه به ما گوش زد می کردن که درس بخونین همچین نباشه که تا کتاب رو گرفتین جلوی صورتتون چهره ی نازنین معشوق رو توش ببینین و برین تو رویا .....

امروز داشتم یه کتاب می خوندم  رفتم تو رویا همش به عسلم فکر می کردم ...

خداییش این حات واسه دختراس  دیگه . پس نتیجه می گیریم ١. من دخترم ٢. عاشقم

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ستاره

آسون بدست نیومدی             که آسون از دستت بدم

تو رو بدست هیچ کسی          حتی خدا من نمی دم

 

برای داشتنت منم                   به حرفو فرمونت میرم

 میام فدای تو می شم             خودم به قربونت میرم

 

نیست  کسی جز من بتونه       عاشق و رامت  بمونه

 این همه دیوونگی ها                بذار به یادت  بمونه

 

               وقتی ستاره های  ما  شب ها   میان  تو آسمون                               نمی ذارم  ستاره ای بیاد بشین  بینمون

 

هر جای این دنیا بری              بدون که دنبالت میام

واسه  رسیدن    به تو           از همه کاری  بر میام

 

خیال نکن میذارمت بری ازم دل بکنی

تا به همیشه  دارمت  تا به  ابد  مال منی

آقا من این شعر بالایی رو واسه یکی نوشتم کار خوبی کردم دوس داشتم  عاشقشم ولی به هم نمی خوریم اخلاقمون با هم جور در نمیاد ولی نمی تونیم از هم جدا شیم هزار بار به هم زدیم ولی دوباره شروع کردیم ........

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مدرسه ی ما

تو مدرسه ی ما بعضی ها هستن که وقتی به یه پسر غریبه اس ام اس میدن احساس میکنن دارن به همسر آیندشون خیانت میکنن.فرشته

تو مدرسه ی ما اسم بلوتوث بعضیا فدایی سید علی (خامنه ای) یه .متفکر

تو مدرسه ی ما یه معاون هست که آمار موهای ابروی همه رو داره مثلن یه بار به من گفت از  سمت راست ابروی چپت یه لاخ کم شدهابرو.این همونه که میگن نباید یه مو از سرت یا صورتت کم شه .

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کتابخونه

دیروز رفتم کتابخونه .یه پارک کنارشه .خیلی خوبه هر وقت از درس خسته شدی میری یه چرخی توش میزنی. یه بار رفتم ولی دیگه نمی رم آخه آدمو هوایی میکنن بعضیا مگه پارکم جای این کاراس.

حالا بذارین تعریف کنم چی شد .دو نفر روی نیمکت نشسته بودن همچین تو بغله هم منم پشت سرشون نشسته بودم  دست این دختر روی کمر پسره حرکات دورانی  و گاهن انتقالی انجام می داد می رفت تا بالا و میومد پایین دیگه بوسم که مثه نقل و نبات.نبودین ببینین دختره چه کارها که نمیکرد خدا وکیلی به عقل جنم نمیرسه .

طفلک من ! کلوچه ها تو دهنم مونده بود نمی شد قورت بدم  رفتم از یه جایی آب خوردم تا بره پایین . خوب من گناه دارم می خوام درس بخونم این طوری فکرم منحرف میشه .اصلن شاید دیگه نرفتم کتابخونه...

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ؟

سلام

من یه سوال فنی دارم

یه دونه دوست پسر کم نیست؟!

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آقا شتره!!

فرض کنید اینجا کلاسه

تو ردیف دوم نشستین

دیفرانسیل هم دارین

یکی یه دبیر مربوطه میگه خانوم بیاین با هم دعا منیم همگی کنکور قبول شیم آخه اون دفعه دعا کردیم بارون بیاد اومد

دبیر: شما دعا کنین که شوور گیرتون بیاد کنکور پیش کش

همون یکی: ای بابا  این شتریه که در خونه ی هرکسی می خوابه

حالا اگه یکی از جلو برگرد و به شما که تو ردیف دوم نشستین بگه این  شتریه که رو هر کسی می خوابه خداییش اینطوری نمیشین  قهقهه

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ دلم تنگیده

 

دلم تنگ است،دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است.

سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است.

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است!!!!!

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ دانشگاه من کدومه؟

دیشب می خواستم انتخاب رشته کنم واسه دانشگاه آزاد خیلی استرس داشتم نمی دونستم چی انتخاب کنم برق ،مهندسی پزشکی یا نرم افزار ولی از آخر برق مشهد رو انتخاب کردم خوب تا اینجاش آسون بود بقیه انتخاب هارو چی کار کنم خوب برق بیرجند یا سبزوار ؟کدومو اول بزنم .با خودم گفتم هرکدوم نزدیک تره اونو می زنم باید از بابام بپرسم رفتم پشت در اتاق مامان بابام در زدم ساعت ١:٣٠ شب بود هر چی در زدم هیچ کس محل نداد در رو هم قفل کرده بودن نا مردا  قیافم خیلی خنده دار شده بود همون طور که با دستگیره ی در ور می رفتم داد می زدم بابا بیرجند نزدیک تره یا سبزوار ؟ مامان من خیلی استرس دارم ! کمک! اینقدر طولش دادم که سایت قات زد کد رهگیری بهم نداد. سه تا از انتخاب ها مو بیرجند زدم  آخه یه نفر اونجا درس می خونه .  من بهش میگم عسل الیته خیلی هم مهربونه خوش تیپ هم هست شکاک هم هست ولی  چه میشه کرد.

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تعجب

تعجب نمی کنم وقتی دوستم می گه 50 دقیقه باهاش حرف می زده اونم با خط اعتباریش واسه منت کشی

تعجب نمی کنم وقتی دوست بهروز بهش می گه چرا منو نمی بری خونتون چقدر بی احساسی

تعجب نمی کنم وقتی می بینم دنبال چیزی هستند که به آسانی آن هم به این شیوه پیدا نمی شود

ولی تعجب می کنم که چگونه آن ها را درک می کنم .

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ اینا رو از یه جایی کش رفتم

همیشه با کسی دوست شو که قلبش اونقدر بزرگ باشه تا هر وقت خواستی خودت رو توی قلبش جا کنی نیازی به کوچیک کردن خودت نباشه!

تشویقتشویقتشویق

یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟
رفتم و بزرگ شدم... حالا اما دیگر از یادم رفته است دوست داشتن!

قلبقلبقلب

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مگر شهوت، دختر و پسر می شناسد؟

آیت الله محی الدین حائری شیرازی

 کسی که تنها راه اطفای جنسی که امری آنی است و نیاز لحظه ای است را ازدواج دائم قرار می دهد، هیچ شناختی از جامعه بشری ندارد.وقتی شما به مسافرت می روید و می خواهید در بین مسیر، غذا میل کنید آیا برای خوردن یک وعده غذا در مسیر سفر، خانه می سازید یا اینکه چادری موقتی برپا می کنید تا برای لحظه ای کوتاه سرپناه داشته باشد؟ انتخاب شریک زندگی و ازدواج دائم مانند خانه ساختن است و چادر زدن در بین مسیر، سفر مانند ازدواج موقت است. جامعه اسلامی از شرایط عقلی انسانی جدا نیست و احکام اسلامی براساس شرایط واقعی و عقل طراحی شده است، پس جامعه اسلامی اطفای نیازهای جنسی را در ازدواج می داند، اما فراموش نکنیم که ازدواج موقت هم نوعی ازدواج است که تعهدات مخصوص خود را دارد.ایده آل این است که دختر در سن مناسب شریک دائم زندگی اش را درست انتخاب کند، در شرایطی که باکره است، اما نباید به دخترمان شرایطی را تحمیل کنیم که زندگی او "لایموت فیها و لا یحیی" شود.

مگر شهوت، دختر و پسر می شناسد؟ اگر به دختر هم بگویید که تنها راه اطفای شهوت آنی او انتخاب شریک دائم زندگی است، ممکن است دختر هم در انتخاب شریک دائم زندگی اش تعجیل کند و بدون تعمق و تدبیر ازدواج کند. آنوقت بعد از مدتی کوتاه که نیاز ش برطرف شد، احساس می کند که این شوهر به درد او نمیخورد. اما وقتی دختر و پسر نیاز آنی خود را برطرف کرده باشند، آنوقت می روند تا عاقلانه انیس و مونس خود را انتخاب کنند.

شهید مطهری
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسی او به اوج خودرسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما می خندند.همچنین است یک دخترمحصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسوولیت  یک زندگی را بپذیرند. از شما می پرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتاری بکنیم؟آیا طبیعت حاضراست  به خاطر اینکه وضع زندگی ما در دنیای امروز اجازه نمی دهد که در سنین شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا مافارغ التحصیل نشده ایم غریزه جنسی از سر ما دست بردارد؟ آیا جوانان حاضرند یک دوره "رهبانیت موقت "را طی کنند و خود را سخت  تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانی که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟

فرضاجوانی حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعت حاضر است از ایجادعوارض روانی سهمگین و خطرناکی که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسی پیدامی شود و روانکاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟ دو راه بیشتر باقی نمی ماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روی خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنی عملاکمونیسم جنسی را بپذیریم

راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدودمی کند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهی است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتی که هر زنی به مرد معینی اختصاص پیداکند قهرا هر مردی هم به زن معینی اختصاص پیدا می کند،مگر آنکه از یک طرف عددبیشتری باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را می گذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسی افتاده باشند.

من کاملن چیزایی که این بالا نوشته قبول دارم شما چه طور؟

منبع : http://www.tabnak.ir/

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بوسه فیزیکی

امروز فیزیک داشتیم مبحت صوت وحدود شنوایی انسان و ...

یکی از بچه ها گفت ببخشید خانوم.... یه نفر یه سوال داره روش نمیشه بپرسه دبیرمون گفت چرا روش نمیشه بپرس عزیزم

دوباره همون همکلاسیم ادامه داد :

چرا وقتی یه نفر گوشت رو می بوسه گوشت درد می گیره ؟

کلاس منفجر شد

دبیرمون در حالی که لبخندی به لب داشت گفت چون پرده گوش کشیده میشه

از آخرم نفهمیدم این سوال کی بود ولی یکی از سوال هایی که حتمن واسه منم پیش میاد به همین زودیا. 

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ علی کوچولو

علی کوچولو دیگه کوچیک نیست
خوشحال نمیشه با نمره ی بیست
دیپلم گرفته، سربازی رفته
دنبال کاره هفته به هفته

مادرش قرض داره
ته برج دائم کم میاره
رخت میشوره، بند میندازه
غم داره بی‌اندازه
با بد و خوب میسازه
تنها دلش میخواد علی
باز بشه کلاس اولی
وای وای وای…

علی کوچولو دیگه کوچیک نیست
دنیاش مثل اون کوچه باریک نیست
دستاش خالیه، دلش پردرده
داره دنبال چاره میگرده

هی کتاب میخونه
تو اینترنت سرگردونه
دائم فیلتر میشکونه
میخونه و میدونه
اینجا مثل زندونه
دلش میخواد جادو بشه
باز علی کوچولو بشه
 وای وای وای…

علی کوچولو دیگه کوچیک نیست
سر راهشه یه تابلوی ایست
یه دانشجوی ستاره داره
دست از رویاهاش برنمیداره

باباش تو زندونه
علی با مردم تو میدونه
یه سرود و میخونه
سر اومد زمستونه
پیرهنش غرق خونه
تموم میشه کار علی
تو دل یه گور جعلی
وای وای وای…

کلیپ صوتیش رو از اینجا دانلود کنین.

منبع:http://pantea.wordpress.com//

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ وابستگی بد نیست

لحظه ای که  ما به چیزی وابسته می شویم

ترس از دست دادن آن نیز از همان لحظه در ما پدید می آید

و جایی که ترس دامن گسترده باشد دیگر نشانی از عشق نیست.

کریشنا مورتی

البته به نظر من وابستگی چیز خوبی ست  بعضی مواقع .حتی اگر ترس از دست داشتنش را داشته باشم.

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بوس

به نظر شما برای بوسیدن یه نفر باید بهانه داشت یا همین طور بی بهانه

من فکر می کردم بی بهانه میشه یه نفر رو بوسید

عجب تئوری جالبی

مثلن می ری جلو می گی سلام بوس...

البته به این ضایعی هم نه مثلن یه نفر رو دوست داری ازین دوستی های یه هفته ای

حالا میشه بوسید یا نمیشه؟

فکر کنم بشه شایدم نشه البته بستگی به خود آدم داره

حالا اصلن به من چه مربوط خودتون می دونین

هر کاری دوست دارین بکنین

من که می رم درسمو بخونم

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مهندس

سلام

میدونی چی شده؟

نمی دونی که!

 اگه یه نفر که حتی بهش فکر هم نمی کنی با یک پیام محبت آمیز بهت ابراز علاقه کنه چی کار می کنی البته با ۴  تا پیام که متنش به شرح زیر می باشد!

من :  خوب درس بخون که بشی آقای مهندس

اون : من مهندسی رو دوست ندارم

من : پس چی دوست داری؟

اون : من تو رو دوست دارم....

آخه وجه شباهت من و مهندس شدن چیه ؟

خوب حداقلش اینه که فهمیدم جز اشیا به حساب میام

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عکس

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ لعنت به این زندگی

این روز ها یه جوریم یه جور نا جور  اوضاعم حسابی خرابه  انگار یه چیزی کم دارم  به تناقض رسیدم

نمی دونم چی درسته چی غلط  صدقه سری همین اینترنت فلان فلان شده که بابا بزرگم نمی دونه چی هست

با کلی آدم آشنا شدم با کلی اندیشه ی متفاوت حالا من یه آدمی که هیچ ارزشی تو زنگیش نداره چیزی که بهش پایبند باشه می خواد انتخاب کنه بین خوبی و بدی زشتی و زیبایی مشکل این جاست که نمی دونم چی خوبه چی بده

یه عمر برای بقیه زندگی کردم یه عمر تمام سعیم این بوده که بقیه رو راضی کنم .آخه به خاطر چی؟ به خاطر کی؟

به خاطر کسایی که اگه 24 ساعت خودم رو تو اتاق حبس کنم آهنگ مصیبت گوش کنم هیچی هم نخورم وقتی منو میبینن میگن خواب بودی تو اتاق .

آخه خرس هم نمی تونه 24 ساعت بخوابه چی فکر میکنن اینا ؟ دلم می خواد یه مدت واسه دل خودم زندگی کنم  هر کاری دوست دارم بکنم  این کنکورم که دست و بال ما رو بسته هر کار می کنم عذاب وجدان می گیرم

وقتی آدمایی رو می بینم که اینقدر خوش میگذرونن اینقدر شادن دلم واسه خودم می سوزه  حسرت می خورم

اه....اه ...لعنت به این زندگی

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ چشم هایت را به من بسپار

در کنار کوتاهی ثانیه ها ، من در آغوش زندگی زیر سایه تو نفس می کشم.

با نگاه زلالت درگیر می شوم .

گاهی نگاهت به من می خندد،

چشم هایت را به من بسپار،

خنده هایت را قاب خواهم کرد .

گه گاهی که دور می شوم از تو،

تو نزدیک نزدیک به بوسه های مادرانه مهمانم می کنی ودر گوشه کنار وجودم

لا به لای خاطراتم تو هستی در کنارم مثل پدرم

و استواربودنت را حس می کنم .

دوستت دارم.....

.....

خب این قسمتی از یک شعر سروده خانم منصوره مولایی هستش

می تونین بگین مخاطبش کیه؟

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ دلم

خدایا

چرا اینطوری شد

خواهش می کنم منو ببخش

وای

تو هم اگه منو ببخشی دلمو چی کار کنم

خیلی ناراحته

خسته اس

می دونی تا حالا چند بار ناراحتش کردم

هر دفعه ازم می پرسید

این یکی خوبه دیگه باوفاس دیگه ؟

من می گفتم آره آره خیلی مرده

این دفعه گفت حواست باشه این دیگه تنها تیکه ای که ازم مونده مواظب باش دست کی میدیش

گفتم باشه نگران نباش

می دونی

امروز این شعر رو زمزمه می کرد و اشکاش رو پاک می کرد که من نبینم :

کجاس بگو  اون که برات می مرده کو

اون که قسم می خورده که  دوست داره

اما به جاش با یه قسم هر چی که داشتی برده کو

تنها شدی باز تف سر بالا شدی

 گذاشت و رفت دیدی دوست نداشت و رفت

کجاس بگو اون که برات می مرده و هر چی  که داشتی برده کو

.....

آخه تقصیر من نیست که

  من که خیلی سعی کردم واقعا شرمندم

شرمنده ام از عشق بی حاصل

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ من و خدا

سلام خدا جون می خوام یکم باهات حرف بزنم

-سلام فرزندم می شنوم

خدایا تو که بچه نداری چرا به من میگی فرزندم

-خوب می خوام بگم مثه والدینت دوست دارم

ok

-continue

می خوام حرفامون رو بذارم تو وبلاگم  اشکالی که نداره؟

-نه اشکال نداره  تو که هر کار دوست داری میکنی دیگه چرا اجازه میگیری؟

به روم نیار دیگه

-حالا حرفت رو بزن

یادم رفت

-یکم فکر کن

آها... یادم اومد می خواستم بگم دوست دارم یه عالمه 

-منم دوست دارم گفتم که

خدایا مگه تو خدای من نیستی

-البته

پس خدای بقیه کیه؟

-منم دیگه

چه جوری؟ مثلا من دارم باهات حرف میزنم یه نفر دیگه هم داره با هات حرف میزنه چه طوری جواب هر دوتامونو میدی

-خوب من خدایم تواناییم از تو یکم بیشتره

e از یکم خیلی بیشتره

ولی منم مثه تو ام ها روحم مثه خودته

-آره می دونم خودم خلقت کردم 

خدایا منو واسه چی آفریدی

-تو رو آ فریدم واسه خودم

e

 

 

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ چند کلمه زیبایی

برای دوست داشتن دیگران لازم نیست هر بار که آنها می بینید ببوسید و کا سه ی برنجتان را میان گرسنگان جهان سوم توزیع کنید . برای دوست داشتن دیگران آن ها را کمتر در مسند داوری بنشانید. بگذارید آنچه را می خواهند بپوشند .آن گونه که می خواهند زندگی کنند و همانی باشند که خود می خواهند . همانی که هستند.

                                                                                        اندره متیوس

 

دست هایی که در خال خدمتند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می خوانند.

                                                                                      ساتیا سایی بابا

 

ای خدای بزرگ به من کمک کن که هر وقت خواستم درباره ی راه رفتن دیگری قضاوت کنم قدری با کفش های او راه بروم.

                                                                                   آئین دوست یابی

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عشق پیچکی

دبیر ادبیاتمون میگه عشق  یه نوع پیچکه که دور یه گیاه میپیچه اونقدر محکم که که آوند هاش بسته میشن و زرد میشه بعدشم خشک میشه .

حالا شما وقتی به قول خودتون عاشق میشین همچین سر حال و سرخ و سفید میشین .

 

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ درخت من

 

چند سال پیش منو بابام دوتا درخت تو حیاط کاشتیم یکیش که خشک شد

اما اون یکی رشد کرد خیلی هم رشد کرد .یه ٨ ،٩ سالی گذشت ولی میوه نمی داد

من هر روز که از کنارش رد میشدم برگ هاشو ناز می کردم آخه دوسش داشتم خودم

ریششو گذاشته بودم تو خاک . یه روز که اومدم خونه دیدم درختم نه شاخه داره نه برگ

 فقط تنش تو خاکه یهو دلم گرفت  .مامانم گفت این که میوه نمی داد برگ هاشم همش

می ریخت تو حیاط راحت شدیم . تا چند روز تنه ی درخت تو باغچه بود گاهی اوقات

زخماشو نوازش می کردم.یه روز رفتم دم پنجره پرده رو زدم کنار که ببینمش دیدم

نیست. تنشم درآورده بودن توی کوچه انداخته بودن .یاد خودم افتادم ...

نه سایه دارمو نه بر بیفکنندنم سزاست

وگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ نظریه

حدود یک سال پیش یه نظریه داشتم در مورد آدم ها :

همه ی آدم ها خوبن مگه این که خلافش ثابت شه

اما الان میگم

همه ی آدم ها بدن مگه این که خلافش ثابت شه

به نظرم این منطقی تره.

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ وقتی عاشقم

وقتی عاشقم همه چیز خوبه

زندگی قشنگه

همه مهربونن

موزیک هام شادن

خوشگل ترم

بیشتر درس میخونم

اتاقم مرتبه

لبخند میزنم

وقتی عاشق نباشم

ناراحتم

یه چیزی رو سینم سنگینی می کنه

همش دوست دارم بخوابم

بی بهانه گریه میکنم

همه چیز بده

درد های گذشته به یادم میاد

آینده تو چشمم تاریکه

موزیک هام هم غمگینه

نویسنده : هرمافرودیت ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ